بسم الله الرحمن الرحیم

چرا بعضى حج تمتع را به فراموشى سپرده‏ اند؟

حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانيد. (وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ‏). ( بقره – 196 ).

ظاهر آيه فوق اين است كه وظيفه كسانى كه مقيم در مكه نيستند، حج تمتع مى‏ باشد (حجى كه با عمره شروع مى‏ شود، و بعد از اتمام مراسم عمره از احرام بيرون مى‏ آيند، و مجددا براى حج احرام مى‏ بندند و مراسم حج را بجا مى‏ آورند) و هيچ گونه دليلى به نسخ اين آيه در دست نيست و روايات زيادى در كتب شيعه و اهل تسنن در اين زمينه نقل شده است از جمله محدثان معروفى از اهل سنت مانند " نسايى" در كتاب " سنن " خود، و " احمد " در كتاب " مسند " و " ابن ماجه " در " سنن "، و " بيهقى " در " سنن الكبرى "، و " ترمذى " در " صحيح " خود و " مسلم " نيز در كتاب معروف خود، روايات فراوانى در مورد حج تمتع نقل كرده‏ اند كه اين حكم نسخ نشده و تا روز قيامت باقى است.

بسيارى از فقهاى اهل سنت نيز آن را افضل انواع حج مى‏ دانند هر چند اجازه حج قران و افراد را در كنار آن مى‏ دهند (البته قران به همان معنى كه در بالا از فقهاى آنان نقل شد).

ولى در حديث معروفى كه از عمر نقل شده مى‏ خوانيم كه گفت: متعتان كانتا على عهد رسول اللَّه ص و انا انهى عنهما و اعاقب عليهما متعة النساء و متعة الحج "، " دو متعه در زمان رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم بود كه من از آن دو نهى مى‏ كنم و هر كس‏ بجا آورد مجازات مى‏ كنم متعه نساء و متعه حج. " (فخر رازى در ذيل آيه مورد بحث بعد از نقل اين حديث از عمر مى‏ گويد:

منظور از متعه حج اين است كه هر دو احرام (احرام حج و احرام عمره) را با هم جمع كند سپس نيت حج را فسخ كند و عمره بجا آورد و بعد از آن حج نمايد. ( تفسير كبير، جلد 5 صفحه 153 ).

بديهى است هيچ كس جز پيغمبر اكرم ص حق اعلام نسخ حكمى را ندارد و اصولا اين تعبير كه پيامبر ص چنين گفت و من چنين مى‏ گويم تعبيرى است كه براى هيچ كس قابل تحمل نمى‏ باشد مگر مى‏ توان فرمان پيامبر را زمين نهاد و به دنبال گفتار ديگران رفت اين غير قابل قبول است.

به هر حال امروز بسيارى از علماى اهل سنت حديث مزبور را رها كرده و حج تمتع را به عنوان افضل انواع حج پذيرفته و بر طبق آن عمل مى‏ كنند!.

 (تفسير نمونه، ج‏2، ص: 51 – 52)