آیات ولایت 4
قسمت 4
راه اوّل: تفسير آيه با قطع نظر از شواهد ديگر
با تفكّر و تعمّق و دقّت در خود آيه شريفه و بدون كمك گرفتن از امور ديگر، پاسخ همه سؤالات روشن مىشود؛ به شرط آن كه منصفانه و به دور از تعصّب قضاوت كنيم؛ زيرا:
اوّلًا: آيه مورد بحث، آيه 67 سوره مائده است و مىدانيم كه سوره مائده آخرين سوره، (طبق روايتى، تمام اين سوره در حجّة الوداع، آخرين سفر حج پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) و در بين راه مكّه و مدينه بر آن حضرت نازل شده است. (المنار، جلد 6، صفحه 116)
يا از آخرين سورههايى است كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل گشته است. يعنى اين آيه در سال دهم بعثت، در آخرين سال زندگى آن حضرت، و بعد از 23 سال تبليغ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده است.
سؤال: راستى، چه چيزى پس از 23 سال و تا آخرين سالهاى عمر پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز بطور رسمى مطرح نشده است؟
آيا اين مسأله مهم مربوط به نماز است، در حالى كه مسلمانان بيش از 20 سال نماز مىخواندند؟
آيا مربوط به روزه است، در حالى كه روزه پس از هجرت واجب شد و قريب به 13 سال از تشريع آن مىگذشت؟
آيا مربوط به تشريع جهاد است، جهادى كه از سال دوم هجرت شروع شده بود؟
آيا در رابطه با حجّ است؟
پاسخ: نه! انصاف اين است كه مربوط به هيچ يك از امور مذكور نيست! بايد ديد كه بعد از 23 سال زحمت طاقتفرساى پيامبر صلى الله عليه و آله، چه مسأله مهمّى بر زمين مانده است؟
ثانياً: از آيه شريفه استفاده مىشود كه اين مأموريّت پيامبر صلى الله عليه و آله بقدرى مهم و خطير است كه همسنگ و همطراز نبوّت است. احتمالاتى كه برخى از دانشمندان دادهاند و امورى كه در سطور قبل به آن اشاره شد هر چند مهم هستند، ولى هيچ يك از آنها همطراز رسالت و نبوّت نمىباشد. بايد بينديشيم كه چه امر مهمّى كه همطراز رسالت است پس از 23 سال هنوز انجام نشده است؟
ثالثاً: ويژگى ديگر اين مأموريّت اين است كه عدّهاى با آن مخالفت مىكنند و مخالفت آنها بقدرى جدّى و شديد است كه حاضرند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را از سر راه بردارند، مسلمانان كه با نماز و روزه و حجّ و جهاد و مانند آن مخالفتى نداشتهاند، پس حتماً اين مأموريّت، يك مسأله سياسى است و عدّهاى براى مخالفت با آن، كمر به مبارزه بستهاند و حاضرند در اين راه در مقابل پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هم بايستند!
و هنگامى كه تمام اين جهات را نظر مىگيريم و بيطرفانه و منصفانه بر روى آن مطالعه مىكنيم و بدور از تعصّب و لجاجت به قضاوت مىنشينيم، به چيزى جز مسأله ولايت و جانشينى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، كه در غدير خم به صورت رسمى مطرح شد نمىرسيم.
آرى! چيزى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تا سال آخر عمر شريفش بطور رسمى آن را بيان نكرده بود و همسنگ و همطراز رسالت و نبوّت خاتم الانبياء بود و عدّه زيادى براى مبارزه با آن هم قسم شده بودند و خداوند براى حفظ پيامبر صلى الله عليه و آله در اجراى اين مأموريّت تضمين داده بود، همان مسأله مهم و سرنوشتساز جانشينى پيامبر بود، زيرا هر چند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مسأله ولايت على عليه السلام را بارها مطرح كرده بود ولى به صورت رسمى و در حضور مسلمانان سراسر جهان بيان نشده بود؛ بدين جهت، اين مأموريّت عظيم و بزرگ به هنگام بازگشت آن حضرت از حجّة الوداع و در صحراى غدير خم به بهترين شكلى انجام شد و پيامبر صلى الله عليه و آله با معرفى على عليه السلام به عنوان جانشين خويش، رسالتش را تكميل كرد.